|
آزاد زندگی کن یا سخت بمیر.
۱۳ آبان بازهم همه دست در دست هم برای بیرون کشیدن دشنه استبدادی اهریمنان از قلب وطن سبز می شویم.
باش فردا که دلت با دگران است... بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد. يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم، تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت، خوشه ي ماه فرو ريخته در آب، شب و صحرا و گل و سنگ، آب، آيينه ي عشق گذران است، باش فردا كه دلت با دگران است! روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد تو به من سنگ زدي! من نه رميدم، نه گسستم. " اشك در چشم تو لرزيد، نگسستم، نرميدم... بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم ...
زیباترین رویای شب های تنهایی... امشب اي زيبا ترين روياي من
ما مجرم به جرم وفاداری به وطنیم... اینجا برداشت آزاده هرکی اندازه سهمش. ای داد از این همه بیداد خواهم که ز غم شوم آزاد از جور و ستم همه فریاد چون هستی من شده بر باد اینجا مردونگی خارج از دستوراته خدا پست شده اشرف مخلوقاتت اینجا بارون اشک میاد پشت هم اینجا آخر دنیاست دور بزن لعنت به قدرت طلبی قدرتی که مادری رو بی فرزند و بچه ای رو یتیم کرد. همه میگن ایران یه قفسه و باید ترکش کنی. ولی اینجا سرزمین و وطنمه ایران تنها دلیل وجود بدنمه من صدای اعتراضم صدای یک سرباز ایرانی صدای یک وطن پرست من یه سرباز ایرانیم و تا ابد وفادار به وطن.
خداحافظ عمو جان... یک سال گذشت. کاش هیچوقت نمیومد که بگذره. انگار همین دیشب بود اون شب لعنتی شبی که ازش درد و ماتم می بارید. شبی که بغض نفس کشیدن رو سخت می کرد. شبی که اصلا دوست نداشت رنگ سحر رو ببینه. شبی که تو رفتی. رفتی واسه همیشه. خداحافظ عموجان. تو که نیستی از خودم بی خبرم کی بیاد و کی بشه همسفرم دل من از تو جدا نیست این هوا بی تو هوا نیست چی بگم از کی بگم وای دیگه غم یکی دوتا نیست قلب شکسته برای همیشه شکسته باقی می ماند.
شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی... این بار من نمی نویسم دل می نویسه. عشق چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم از عشقی که گم شد و رفت عاشق مردم شد و رفت بگذریم. فقر فقری که کارش شکستن غروره. فقری که روزمرگی میاره. بگذریم اجتماع اجتماعی که اگه چشمات باز باشه جهنمه. اجتماعی که فریاد رو تو گلو خفه می کنه. بازم بگذریم. بازم دغدغه دلخوشی... بازم صبر بازم سکوت لعنت به این روزگار. لعنت به این سکوت. لعنت به این روزمرگی. لعنت به این زندگی.
یار دبستانی من... ۱۰سال گذشت ولی تاریخ تا ابد زنده می ماند. ۱۸ تیر یعنی سکوت غم ظلم ستیزی فریاد حسرت و... همه چی گذشت دردش واسه ما و لکه ننگش واسه عاملان باقی ماند. ۱۸ تیر روز غم فراق و شوق آزادی. روزی که کوی دانشگاه شد کوی خون. روزی که به اسم دین لاله ها پرپر شدند. جالب و دردناکه اینجا اگه اسم دانشجو روی اعتراضاتت باشه پاداشت مرگه. ولی ادامه می دهیم چون ما زنده به آنیم که آرام نگیریم. چون همیشه شروع طوفان با یه باده. چون دانشگاه زنده و دانشجو بیداره تا همیشه. چون پرچم ایران غرق خونه. چون دلامون شکسته و روی تنمون زخم آزادی داریم. آری من و تو دو یار دبستانی دست در دست هم تا آزادیمان مبارزه می کنیم. پس به پا خیز.
وطن پرنده پر در خون قصه های زیادی بر سر ایران گذشته افسوس که همشون قصه درد بودن. باورش سخته ولی حقیقته حقیقته خاکی که یه زمان زیر پای کورش کاوه آرش و... بوده حالا با خون جوانانش رنگین شده. حقیقته زخم در خون بودن وطن مرهمی جز مرگ نداره. حقیقته که ایران در حال نابودیه. حقیقته که این خاک تشنه آزادیه. حقیقته که ظلم و دیکتاتوری روی آزادی خط قرمز کشیده. حقیقته که باید در حق خیلی ها بگیم به کدامین گناه کشته شدی. حقیقته که فریاد آزادی در گلو خفه میشه. حقیقته که پاداش بیداری مرگه. حقیقته که همه چی رنگ دروغ و نفاق گرفته. آره همش حقیقته یه حقیقت تلخ. ولی مبارزمون ادامه داره چون هنوز امیدواریم. امیدوار به آزادی ایران. اینجا ایرانه اینجا ایرانه یه گربه ی هفت هزارساله که زندست تا وقتی که نفت خام داره برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.
مینویسم فقط به خاطره تو... بازم شب بازم تنهایی بازم قلم و کاغذ و دستایی که هیچوقت از نوشتن خسته نمیشن. باورم کن باورم کن تا پرواز کنیم. باورم کن تا به اوج برسیم. باورم کن تا سکوت سنگینمون به شکستن برسه. باورم کن تا رو تنهایی خط بکشیم. باورم کن تا قفل قفس رو بشکنیم. باورم کن تا به فردایی بهتر برسیم. باورم کن تا بهترین نغمه ها را بسراییم چون: زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد. باورم کن تا به سحرگاهان برسیم و خالصانه بگم: سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشید به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت خوب دیدن خوب بودن خوب ماندن را. با هم با هم میشه مثل ماه درخشید آری مینویسم چون لیاقت نوشتن داری.
متاسفم برات ای دل ساده کوله باره آرزوهات روی دوشت تا کجا ها رفتی با پای پیاده رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده دیگه واقعا موندم چی بگم موندم به حال خودم بخندم یا گریه کنم موندم به این زیبارویان چی بگم بازم ما گول خوردیم و عاشق شدیم بازم... اشکال نداره بازم میخندم چون چارلی چاپلین گفته خنده نقابی است بر چهره غمگین. خاطرم نیست تو از جنس گلی یا که از نسل بهار هرچه هستی گذرا نیست صدایت رویایت من به یادت هستم چه مرا یاد کنی یا نکنی... فقط میگم همه چی عجیبه خیلی عجیب.
گریه کن بر حالمان ای آسمان... تهران ۲۳/۳/۱۳۸۸ اصلا دوست نداشتم وبلاگ رو وارد بحث سیاسی کنم ولی مجبورم که بگم: می گریم به خاطر آزادی. می گریم به خاطر ظلم ظالمان. می گریم به خاطر افرادی که به خاطر قدرت همه کار می کنند. می گریم به خاطر دیدن برادرکشی و خواهرکشی. می گریم به خاطر دخترهای دانشجو که زیر دست ... له شدند. می گریم به خاطر ویران شدن ایران زیبا. می گریم به خاطر خودم و بقیه دانشجویان آزادی طلب. می گریم به خاطر نابود شدن ایران و ایرانی. می گریم به خاطر دل هایی که شکسته شد. می گریم به خاطر بازیچه بودن ایرانی ها. می گریم به خاطر دروغ"ریا و... قدرت طلبان. می گریم به خاطر مرگ شقایق و عشق. می گریم به خاطر عزیزانی که دیشب امشب و همیشه به خاطر آزادی از میان ما رفتند. می گریم به خاطر اینکه آسمان هم به حالمان گریه کرد. آری بعد از آن همه برادرکشی و خواهرکشی بعد از آن همه ظلم بعد از آن همه آتش سوزی بعد از آن همه اعتراض بعد از آن همه سرکوب آزادی آسمان هم به حالمان آرام گریست. ولی تا جان در بدن داریم به خاطرت می جنگیم آزادی.
چه تلخه... چه تلخه عاشق کسی باشی که خودش عاشق یکی دیگه باشه. چه تلخه اونی رو که دوست داری با یکی دیگه همدم ببینی. چه تلخه دلتنگ کسی باشی که از تو متنفره. چه تلخه به یاد کسی باشی که به یادت نیست. چه تلخه که زیباترین گلها در سیاه ترین خاک ها می رویند. چه تلخه که دیگران به دردهای تو بخندند. چه تلخه وجود فاصله ها. چه تلخه درد و دل کردن با کسی که درکت نمیکنه. چه تلخه تنها بودن هنگام سختی ها. چه تلخه این همه درد رو میبینی و کاری از دستت بر نمیاد. چه تلخه کلاغ بودن در حضور عقاب ها. و چه تلخه بدون آزادی زندگی کردن.
تقدیم به همه بی وفایان من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست " تحمل نکنم بار جدایی گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی (سعدی)
تمام ناتمام من با تو تمام می شود...
اینجا یکی از شاهکار های داریوش رو واسه دانلود میزارم. (لینک مستقیم) متن آهنگ: شب از مهتاب سر میره تو رو آغوش می گیرم |
About![]()
شادی را هدیه کن, حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند.عشق بورز به انها که دلت را شکستند.دعا کن برای آنها که نفرینت کردند. درخت باش به رغم تبرها . بهار شو وبخند که
Home
|